ائلآی شوخ طبع من ! (2)
چند روز پیش برای نهار دیر کرده بودم، کته درست کردم و یه کنسرو تن ماهی هم گذاشتم توی قابلمه تا بیست دقیقهای بجوشه. ائلآی که خیلی گرسنهش بود، اومد و گفت: «مامان! من خیلی گشنمه! میخوای تن ماهی رو یه همی بزنم ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟ ! ؟ ! » ...




