شیرینزبونیهای سویلآی خانم (9)
پنجشنبه قبل که هوا خوب و تمیز شده بود، تصمیم گرفتیم که بریم بیرون. داشتیم سر این که کجا بریم و چطور بریم، صحبت میکردیم که سویلآی گفت: «من با پیاده نمیرم. من با آبجیجونم میرم.» ...








